پروژه حاضر پس از سه سال پژوهش و فعالیت کارگاهی و گفتوگو با هنرمند، شکل گرفته است.
این پژوهش با محوریت مطالعه در فرهنگ عامه معاصر انجام شده است. در چنین رویکردی، ارتباط هنر با تکنولوژی نیز مورد بررسی قرار میگیرد و در بخشهایی کار مهندسی و فنی را نیز شامل شده است.
این پروژه کیوریتوریال، در حقیقت از منظر استعاره به خلق رسیده است.
هرچند به مثابه «رسانه نو» سنجیده شد اما یک کل بهم پیوسته به شمار نمیرود و کوشش هر هنرمند، متناسب با واکنشی است که طی جلسات شفاهی و دیداری و سیر مطالعه من و البته تلفیقی با آنچه دیده و درک کرده شکل گرفته است .
از هنرمندانی مانند «جون پایک» و «آبراموویچ» و «شیکاگو کوبوت» تأثیر گرفتم.
آغاز این پروژه با تداوم عرصه خصوصی زندگی من است و رفتهرفته به پرسشگری و دغدغههای کل یک جامعه نه فقط تهران، بلکه دیگر کشورها پرداختم.
در واقع من بار دیگر به یک پروژه تجربهگرا /experimental/پرداختم .
از نقطه آغاز همیشه به مستند کردن فکر میکنم و سپس خاصیت دیداری و بالاخره نوشتن پروپوزال را درنظر میگیرم .
کوشش من بر تعامل با هنرمند است و برای من مفهومی از مشارکت را داراست و مفهوم بسیار برای این پروژه سازنده بوده است .
انتخاب فضایی که مانند یک خانه باشد آنقدر اهمیت داشت که ترجیح دادم در فضایی مانند یک گالری شسته و رفته نباشم.
با توجه به اینکه روند کار من بر امر غذا خوردن و دلالتی بر یک امر مهم اجتماعی دارد که متأسفانه امروزه به دلیل شرایط اقتصادی، کار تمام وقت و فقدان روابط خانوادگی و کاهش جمعها به عناوین مختلف از دست رفته است .
امروزه سفرهها مانند قبل گشاده نیست و محدود و کوچکتر شده است .
پول غذا گاهی بیشتر از لباس و دیگر هزینههاست .
در جوامع، طعام و سفره و دیگر عناصر مانند ظروف و حتی آدابی که دارند منجربه فرهنگسازی شده است.
حتی طعم ادویهها و لباسی که در مناسک سفره پوشیده میشود، سازی که نواخته میشود و حتی حضور و یا غیاب افراد مشخص، تعیینکننده سفره و مجلس میشود.
نه تنها روزمرگی بلکه ریشههای یک فرهنگ و نکات بسیار مهمی از اوضاع روز به آشکاری میآید .
برهم کنش بودن هر اثر، نحوه چیدمان، ایده کیوریتوری باعث شد تا خود شیء را زیر سؤال ببرم. حضور و تعامل مخاطب با کلیت فضا برای من بسیار ارزشمند است. دقیقاً آلترناتیوهایی که سنجیدم باعث برانگیخته شدن حس خاطره و همزاد پنداری شده است.
غزال ۱۴۰۲


عنوان اثر: سفره | هنرمندان: مریم اردلان، میترا اردلان | مجموعه: اسفریت-واحد8
سه سال قبل در روزگار کرونا طی بررسی پروژه «افتاد ولی نشکست» و بازبینی مفاهیم و روندی که طی شده بود؛ به محتوایی فکر میکردم که درباره وضعیت معاش مردم باشد.
در این زمان در تجربه تنگاتنگی با مسایل حقوقی درگیر بودم و به دادسراها و شعب متفاوتی مراجعه میکردم. «غم نان» و مسأله معیشتی و همان اصطلاح «یک لقمه نون» جزو کلید واژههایی شده بود که مرتب به آن برمیخوردم.
موارد دیگری مانند «مراسم عقد»، «سفره عقد»، «سفره صلوات»، «سفرهخونه» و یا عباراتی نامطلوب که در کشمکشها مدام میشنوم در کوچه و خیابان مانند «شکمت رو سفره میکنم»، «دل که سفره نیست»، «سفره دلت رو باز کن یا باز نکن»، «طرف سفره داره» اینها عباراتی است که بارها برای من طرح مسأله کرده بود.
در این مسیر به اهمیت سفره و تبدیل آن به یک پروژه اندیشیدم.
بنا بود ابتدا در اصفهان در گالری «تام» اجرا شود که به دلایل متفاوت از جانب گالری تام ناممکن شد.
در تهران پس از یک سال ونیم، گالری «محیط» را شناختم به لطف و کوشش دوستان، متأسفانه جنگهای داخلی از ۱۴۰۱ و کنش و واکنش مردم و دولت باز هم باعث انهدام و بسته شدن پروژه شد.
تعدادی از هنرمندان به جهت وقفه زمانی، انصراف دادند و تعدادی به جهت ممیزی و یا در مرحله داوری، نتوانستند همراه باشند و امروز به حمایت آقای «سعید روانبخش» و تیم خوب گالری «دیدار» این پروژه به نمایش درمیآید.


بدون دیدگاه